بسیاری از ما برای شروع تاخیر می‌کنیم و همواره به این موضوع فکر می‌کنیم که اگر نشود چه؟ اگر نتوانم انتظاراتدنیای بیرون، اطرافیان و یا حتی انتظارات خودم را نسبت به خودم برآورده کنم چه؟ اگر شکست بخورم؟ اگر کسی مرا بشناسد و بگوید آه چقدر ناامید کننده!

معمولا این پرسش‌ها و دغدغه های ذهنی باعث آزار ما می شود و اجازه نمی‌دهد تا به فکر شروع باشیم .

با خودمان به دنبال شروعی قهرمانانه هستیم، شروعی که از تمام جوانب عالی به نظر برسد و یا به قول معروف مو لای درزش نرود. درگیر بیماری کمالگرایی می شویم.

در رابطه با برآورده نکردن انتظارات دنیا باید بگویم که دنیا هیچ انتظاری ندارد دنیا تنها به دنبال تازگی و یافتن یک شخص یا چیزی منحصر به فرد است، مانند اثر انگشت شما مانند شخصیت و رویاهایتان، پس فکر این موضوع را که شاید نتوانم انتظارات دنیا را برآورده کنم از ذهنتان خارج کنید.

در سوال دوم اگر کسی مرا بشناسد و رفتار من برایش ناامید کننده یاشد چه؟ خب شروع کاری حال هر چه باشد به اندازه کافی خارق العاده هست و هر کاری برای شروع نیاز به مداومت دارد مثل نوشتن، آواز خواندن نقاشی کشیدن.

پیکاسو نقاش زاده نشده است، بتهوون نوازنده به دنیا پا نگذاشته است و مطمئن باشید که میکل آنژ سالها تلاش کرده است تا توانسته مجسمه سازی مشهور باشد پس لطفا به فکر شروع قهرمانانه نباشید.

برای شروع لازم نیست عالی باشید اما برای عالی بودن حتما باید شروع کنید

شاید این جمله کلیشه ای را شنیده باشید که طولانی ترین راه‌ها با نخستین گام آغاز می‌شود و باور کنید همین است. میدانید اصلا اشکال کار دنیا کجاست آنجا که ما در المپیک تنها بازی نهایی و بهترین بازی بازیکنان را میبینیم آنجا که ما در یک کنسرت زیبا بهترین اجرای خواننده را میبینیم کسی نیست نشانمان دهد چقدر زحمت و کار شبانه روزی ، مداومت و عشق پشت این کار است و اصلا چقدر شروعشان به معنای واقعی کلمه افتضاح بوده است. باز هم میگویم باور کنید و دوباره باور کنید که می‌توانید با کمترین و بدترین امکاناتتان شروع کنید اما شروع کنید.

داستان شخصی را برایتان میگویم که دنبال کار می‌گشت میدانید از کجا شروع کرد از جارو زدن رایگان درب مغازه ها طی چند ماه، بعد از آن یکی از صاحب مغازه ها از مداومت و سخت کوشی این جوان خوشش آمد و او را استخدام کرد بقیه ماجرا هم که معلوم است.

اصلا این هیچ، داستان شروع کار شرکت اپل را که شنیده اید؟! دو جوان در گاراژ خانه‌شان شروع به طرح ریزی می‌کنند، گاراژ خانه خودشان هم نه پدر و مادرشان. قصه گوگل معروف، دو نوجوان دبیرستانی یک موتور جستجوی ساده برای دبیرستان درست می‌کنند و حتی به یاهو اعظم هم پیشنهاد کار می‌دهند و یاهو با بی‌میلی ردشان میکند پی کارشان اما حالا یاهو کجا و گوگل کجا؟!

شرح داستان بسیار است دوستانم اما اصل مطلب این است شروع کن، به قول جان سی مکسول بهترین نویسنده در حوزه رهبری در آمریکا که می گوید شروع کن بپر و درمیانه را بال در بیاور، اصلا خود ایشان در یکی از کتابهایش تعریف میکرد که کتابی تحت عنوان رهبری را که جزو کتاب های پرفروشش محسوب میشده است را به مناسبت سالگرد ده سالگیش میخواسته ویرایش کند. ایشان فکر میکرد خب احتمالا چند خط تجربه جدید به آن اضافه کنم اما بعد از دوباره خوانی آن تصمیم میگیرد به طور کل کتاب را از نو بنویسد. 

شروع مانند خوردن یک شربت فوق تلخ سخت لست اما بعد از شیرینی بهبودیست که حاصل می‌شود.

شروع کار تازه باعث می‌شود از ناحیه امن زندگی فراتر برویم و این با قانون اول نیوتن که بیان لختی و تنبلی موجودات عالم است منافات دارد، قانون اول نیوتن می‌گوید تا زمانی که برایند نیروهای وارد برجسمی ثلبت باشد جسم اگر ساکن است که ساکن می‌ماند و اگر در حال حرمت است به همان حرکتش با سرعت ثابت ادامه می‌دهد به زبان ساده یعنی به همان منطقه امن بودنش بسنده می‌کند، حا اگر بخواهیم از این دنیای راکد قانون اول خارج شویم نیاز داریم تا نیرویی اعمال شود و تا بتوانیم در جهت آن شتاب گیریم خب این نیرو میتواند یک جمله، یک کتاب، یک منتور و یا حتی یک کوچ باشد انتخاب با شماست که کدام را گزینش کنید اما یادتان باشد شروع کنید‌.

در یک سمینار بودم و استاد مثال جالبی زد تا راه نروی نمی‌افتی، اصلا آدم خوابیده می افتد مگر؟ پس از شکست نترسید شکست مال آدم رونده است. هنر آن است که یعد از هر شکست برخیزی و دوباره ادامه دهی من همیشه میگویم حتی شده سینه خیز و چهار دست و پا بروید اما فقط بروید نگذارید یکجا مانده باشید.

قانون دیگری که بین فیزیک و شیمی مشترک است این است که آنتروپی جهان در حال افزایش است، آنتروپی به معنای بی نظمی است اما منظور کلی این است که جهان در حال گسترش و رو به جلو رفتن است و اگر شما سرجایت بمانی، یک وقت فکر نکنی ثابتی؟! نه! باید یه شما بگویم شما در حال پسرفتی چون جهان یا شتاب هرچه بیشتر دارد جلو می‌رود و اگر سرجایت بمانی و تکان نخوری یعنی رو به عقب میروی.

باز هم می‌گویم شروع کن دماغت رابگیر و این جام شوکران را بالا بکش و بعد با نهایت سرعت اگر نتوانستی که با نهایت سماجت رو به جلو حرکت کن و فقط حرکت کن، حال مهم نیست این حرکتت شامل شروع کار جدید باشد یا یادگیری مهارتی نو.

تو پا در راه نه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت.

از گوگل بپرسید چگونه؟ او شما را به دنیای لینک ها متصل خواهد کرد. دنبال کتاب بگردید کتاب‌ها به شما سرنخ هایی می دهند تا دریابید چگونه و به کدام سمت برای شروع کارتان بروید. وقتی درگیر کار می‌شوید از زمین و زمان برایتان ایده و کمک می بارد. شما پا در راه بگذارید بعد حتی می‌تونید وسط راه آموزش ببینید بهتر شوید و بعدا برای دیگران داستان زندگی شگفت انگیزتان را تعریف کنید که چه طور و از کجا به جای مطلوب فعلی رسیدید. باور کنید اگرچه سخت است اما این تنها قدم اول است که آزارمان میدهد قدم دوم راحتتر و قدمهای بعدی شگفت انگیزتر ظاهر میشوید.

میتوانم ساعت ها برایتان مثالهایی بزنم که شروع گرچه سخت و گرچه تمسخر آمیز بوده است اما ادامه داده اند چون رویایی در سر داشته اند پس اگر شما هم رویایی در سر دارید و فکر میکنید که میتوانید پس میتوانید و شروع کنید از تاخیر پرهیز کنید تاخیر قاتل رویاهاست اراده کنید و شروع کنید جان ماکسول در کتابش تحت عنوان بی حد و مرز عنوان کرد که هرگاه ایده ای به ذهنم خطور میکرد آن را مینوشتم و بعد از بیست و چهار ساعت اگر همچنان این ایده در من همچنان پرنور باقی می ماند حتما بلافاصله برای انجامش اقدام میکنم. پس تاخیر نکنید و بلا فاصله شروع کنید.

بارها شده تماس یا کار ضروری رو یاداداشت نکردم و هی پشت گوش انداخته ایم، لطفا دفعه بعد که یاد کار انجام نشده تان افتادید بلافاصله اقدام کنید این هم یک شروع است نگذارید بعد از فلان فیلم یا تماس چون تاخیر باعث میشود تا دوباره یادتان برود و دوباره از قائله عقب بیفتید.

پس نتیجه میگیریم تاخیر قاتل شروع هم هست.

موضوع دیگری که میخواهم برایتان از شروع بگویم این است که از تمام امکاناتتان برای شروع استفاده کنید گفتم شروع قهرمانانه لازم نیست اما این باعث میشود بیشتر به یک شروع قهرمانانه نزدیک باشید، این امکانات میتواند شامل مهارت ها و ارتباطات شما باشد، پس از ارتباطاتتان برای یک شروع بهتر استفاده کنید. مهارت ها را در میانه راه یاد میگیرید.

تکته دیگری که نیاز است تا به آن اشاره کنم و میتواند در مسیر شروع و یا حتی گاهی بعد از آن هم صورت گیرد آموزش دیدن است، آموزش دیدن از افرادی که مهارت لازم و کافی را در حوزه مربوطه دارند از این افراد در ایجاد مهارت به صورت هرچه بهتر در خود کمک بگیرید و مطمئن باشید بعد از هر آموزش شما دیگر انسان سابق نیستید چرا که هر آموزش وقتی با آموزش دیگر تلفیق میشود در مجموعه دانش و یادگیری شما تشدید ایجاد می کند پس شروع کنید و آموزش ببینید، شما میتوانید من شخصا به شما ایمان دارم چرا که شما اراده کرده اید و تا پایان مقاله با من همراه بوده اید.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز